فکر برتر
حضرت محمد صلی الله علیه و اله وسلم: مردم خواب هستند، هنگامیکه مردند بیدار می شوند.
خود را برای زیباترین روز آراسته ام... و مرگ را پلی یافتم برای رسیدن به تو...  اگر مرا بپذیری...
مرداد 1387
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  
آنچه گذشت
موضوع بندی

خودتان سایت بسازید Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 31 خرداد ماه سال 1386

به علت امتحانات پایان ترم مطلب بعدی پس از ششم تیرماه


دوشنبه 28 خرداد ماه سال 1386
شوق سفر

1

به نام خدا

پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و سلم:کسی که حضرت فاطمه سلام الله علیها را درک کند گویی شب قدر را درک کرده است. راجع به حضرت فقط می تونم بهتون این نصیحت رو بکنم که مطالعه در حد افراطی داشته باشید و بسیار زیاد کتاب بخونید.

هر چی که بیشتر می گذره و بیشتر به زمانش نزدیک میشم، تشنه تر میشم. هر چی بیشتر می گذره توی وجودم اون اشتیاقه بیشتر و عجیب تر میشه. حس غریبیه. میگم شانس هم خوب چیزیه ها. وقتی قرعه کشی کردن و کاروان بندی ها اعلام شد فهمیدم که هر چقد تا حالا توی زندگیم خوش شانس بودم این قسمت بدشانسی نصیبم شد. دوست داشتم ماه مبارک رجب اونجا باشم، اگر نشد نیمه ی شعبان. بعد از کاروان بندی فهمیدم که نه اولی شد و نه دومی. از یک شعبان تا چهارده شعبان. خیلی برام سنگین بود این قسمت. فقط یه گروه می تونست برنامه ای اینچنین داشته باشه و من توی اون گروه افتادم. حتما حکمتی داره، به این یقین دارم. وقتی به این فکر می کنم که درست شب نیمه ی شعبان باید اونجا رو ترک کنم، بغض گلومو می گیره و بعد جاشو به اشک میده. شاید این شانس عقوبت گناهام باشه، شاید...

توی این پست از هر کس که دعای خاصی داره و می خواد که من اونجا کنار ضریح پیامبر براش بطور خاص دعا کنم می خوام که توی نظرات بنویسه. اسمشو هم بنویسه که به اسمش دعا کنم. اگر قسمت باشه و قابل باشم حتما دعا می کنم. حس غریبیه. نمی تونم توصیف کنم. وقتی تو نوزده سالگی به خونه اش دعوت میشی یعنی نمی خواد تو زندگی غرق بشی. یعنی که بازم تلنگر که: هواتو دارم. اما من چرا ناامیدم. احساس یاس می کنم. وقتی نتونی خدا رو همیشه اونطور که دلت می خواد عبادت کنی این احساس بهت دست میده. یعنی میشه کسی توی نمازاش همیشه به خودش نمره ی بیست بده؟؟؟ نمی دونم. کاش می شد اونجا اصلا به فکر سوقاتی نباشم. کاش می شد اصلا کسی خبردار نشه که من میرم  که ازم انتظار سوقاتی نداشته باشن. شاید هم ندارن ولی وظیفه ایست که پیامبر هم روش تاکید کرده. اما من به سوقاتی برای سفر زیارتی معتقد نیستم. ولی اینکه منو توی این سن به خونه اش دعوت کرده حکمت های زیادی داره که من فقط چندتاشو می دونم. می دونی حسن اینکه توی همچین سنی بری این سفر چیه؟ اینو از خیلی از بزرگا شنیدم به شما هم میگم: اکثر آدم های بزرگتر از من وقتی به این سفر می رن و برمیگردن، بعد از برگشتنشون همون آشه و همون کاسه. غیبت ها، پشت سر هم حرف زدن ها، تهمت ها، دروغ ها، چشم چرونی ها، خود نمایی ها و ... دوباره شروع میشه. اما اونایی که توی این سن میرن اکثرشون مصونیت قلبی خاصی پیدا می کنن. یعنی طوری می شن که در طول زندگیشون لغزشهای کمتری دارن و دیگه به راحتی نفسشون از کنترلشون خارج نمیشه و مبارزه ی با نفسشون خیلی براشون راحت تره. واسه همینه که می گن توی جوونی برید بهتره. البته تا تشنه نباشی رفتنش بی فایده است، هرچند که سیر ها رو هم خود خدا تشنه می کنه. البته سن مناسبش برای افراد متفاوته. بستگی کامل به رشد فکری و قوت اعتقادی داره. در کنار همه ی اینها به دعای شما نیاز دارم که دست پر برگردم. همونطور که قبلا گفته بودم روز حرکت بیست و سوم مرداد ماهه. ولی جدای همه اینها مدتیه که حس پاکی می کنم. یکی دو تا گناه توی زندگیم بود که نسبت بهشون بی دقت بودم و اونها رو هم حذف کردم. زندگی بدون گناه لذت عجیبی داره. خیلی راحته. تجربه اش کنین. البته باید بگم که حذف اون دو تا گناه کار ساده ای نبود. چون دقت بهشون برام خیلی سخت بود. اما خب من با برنامه ریزی خاصی که براش کردم از پسشون براومدم. آخر این پستم از خدا برای همه ی انسان های پاک و باایمان خودش طلب عاقبت به خیری و سعادت و آمرزش گناهان دارم.

یا حق

 


یکشنبه 27 خرداد ماه سال 1386

 

 سخنرانی بسیار زیبا و منطقی و بدون جواب جناب حجت الاسلام قرائتی را در زیر می خوانید... قضاوت با شما:

 

قرائتی گفت؛ «مملکت ما دو گیر بیشتر ندارد، آخوندهاش نواب صفوی نیستند، کت و شلواری هاش شهید رجایی.»

قرائتی گفت؛ «در همین قوه قضائیه که دل من از آن خون است .» از روزی یاد کرد که به دادگستری مشهد رفته بود و بیش از چند نفر را سر صف نماز جماعت ندیده بود. او گفت؛ «آنقدر هوار کشیدم و دری وری گفتم تا اینکه الان می گویند قدری بهتر شده و مثلاً 40 نفری سر نماز جماعت حاضر می شوند.»

او گفت؛ «چون مردم نمی توانند بخندند می روند عیاشی می کنند بعد قوه قضائیه آنها را می اندازد زندان. خوب از اول یک کاری کنید که مردم بتوانند بخندند. ما آخوندها که همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم. فقط بلدیم گریه مردم را درآوریم. از آن طرف در مملکتمان هم خیلی از حلال ها حرام هستند. آن وقت می گویید چرا جوان می رود عیاشی می کند؟ برای اینکه در خانواده ما با او کنار نمی آییم. سعی نمی کنیم جذب و درکش کنیم و او می رود به طرفی که نباید برود. ما، وزارت اطلاعات، قوه قهریه و قوه قضائیه به جای اینکه بیاییم جلوی منحرف شدن جوان ها را بگیریم کنگره کاهش زندان راه می اندازیم. حکایت قوه قضائیه حکایت کسی است که به مریضی که اسهال گرفته قرص نمی دهد تا اسهالش بند بیاید بعد می رود با نخ و سوزن پشت طرف را می دوزد، اینکه رسمش نشد.»

الان تمام آسیب های ما از دو سوراخ است؛ شهوت و غفلت. اولی با ازدواج حل می شود دومی با نماز. حالا می فهمیم چرا پیامبر گفته است من از دنیای شما دو چیز را دوست دارم، زن را و نمازحجت الاسلام محسن قرائتی که خود را رئیس «بی سوادها و بی نمازها» می داند برنامه های دومین روز از همایش کاهش استفاده از مجازات زندان را به هم ریخت و با حضور خود همایش را از محفلی آکادمیک به نشستی صمیمانه با انتقادهای گزنده بدل کرد. برگزارکنندگان همایش اواخر شب پیش از او خواسته بودند اگر وقت دارد مهمان افتخاری این مجلس باشد و او بدون تکلف پذیرفته آمده بود. با آمدن او کارگاه مسائل حقوق و فقه اسلامی همایش برگزار نشد و شنوندگان دل به سخنان شیخی سپردند که به گفته خودش برنامه تلویزیونی اش با بیش از 20 سال سابقه پربیننده ترین برنامه صدا و سیماست. قرائتی گفت؛ «مملکت ما دو گیر بیشتر ندارد، آخوندهاش نواب صفوی نیستند، کت و شلواری هاش شهید رجایی.» به اعتقاد او تمام گیر و گرفتاری ما از این است که نماز و انس با قرآن را رها کرده ایم و به جیفه دنیا دل بسته ایم. قرائتی گفت؛ «در همین قوه قضائیه که دل من از آن خون است .» از روزی یاد کرد که به دادگستری مشهد رفته بود و بیش از چند نفر را سر صف نماز جماعت ندیده بود. او گفت؛ «آنقدر هوار کشیدم و دری وری گفتم تا اینکه الان می گویند قدری بهتر شده و مثلاً 40 نفری سر نماز جماعت حاضر می شوند.» او که هر فرازی از سخنانش با خنده های حاضرین در همایش همراه بود ادامه داد؛ «زمان ریاست آقای یزدی به او گفتم چرا در قوه قضائیه نماز جماعت اقامه نمی شود؟ گفت اگر بگویم قاضی ها بیایند برای نماز از آن طرف جیم می شوند، گفتم از قدیم گفته اند هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک.»نماینده ولی فقیه در نهضت سوادآموزی بر شاد کردن جامعه و مردم مخصوصاً جوان ها تاکید کرد و گفت؛ «چون مردم نمی توانند بخندند می روند عیاشی می کنند بعد قوه قضائیه آنها را می اندازد زندان. خوب از اول یک کاری کنید که مردم بتوانند بخندند. ما آخوندها که همیشه مثل گاز اشک آور عمل می کنیم. فقط بلدیم گریه مردم را درآوریم. از آن طرف در مملکتمان هم خیلی از حلال ها حرام هستند. آن وقت می گویید چرا جوان می رود عیاشی می کند؟ برای اینکه در خانواده ما با او کنار نمی آییم. سعی نمی کنیم جذب و درکش کنیم و او می رود به طرفی که نباید برود. ما، وزارت اطلاعات، قوه قهریه و قوه قضائیه به جای اینکه بیاییم جلوی منحرف شدن جوان ها را بگیریم کنگره کاهش زندان راه می اندازیم. حکایت قوه قضائیه حکایت کسی است که به مریضی که اسهال گرفته قرص نمی دهد تا اسهالش بند بیاید بعد می رود با نخ و سوزن پشت طرف را می دوزد، اینکه رسمش نشد.»

 

قرائتی رئیس کمیته اقامه نماز و ستاد امر به معروف در ادامه سخنانش خطاب به مسوولان قوه قضائیه و مهمان های خارجی همایش گفت؛ «ما در ایران چهار نوع جوان داریم. یکی جوان های توتی. یعنی مثل توت های شیرین درختی که با یک تکان می ریزند زمین. اینها خودشان می آیند مسجد و نماز جماعت می خوانند و از محرمات پرهیز می کنند و خلاصه کاملاً دم دست هستند. دوم جوان های اناری. انار یک میوه حلال زاده است اما باید بروی بالا آن را بچینی، خیلی هم کار سختی نیست. یعنی با قدری تلاش می توان آنها را هم به مسجد کشاند. گروه سوم جوان های نارگیلی هستند. یعنی نه تنها بالای درخت هستند که پوسته سفت و سختی هم دارند که باید زحمت زیادی بکشی و آنها را بشکافی ولی بعد که شکافتی می بینی مغز شیرین و شیره سفیدی دارند. گروه چهارم هم جوان های گردویی هستند که ترشرو و متکبر پشت شاخه های درخت پنهان می شوند و چیدنشان خیلی سخت است.

 

بعضی هاشان هم توخالی یا تلخند. ما باید همه این چهار نوع جوان را در نظر بگیریم و برایشان برنامه ریزی کنیم و آنها را با قرآن و نماز انس بدهیم تا دنبال عیاشی نروند. به جای اینکه بیاییم این کارها را بکنیم آمده ایم کنگره کاهش زندان راه انداخته ایم.»او ادامه داد؛ «این نص صریح قرآن است که کسانی که از قرآن اعراض کنند زندگی شان گیر می کند و به نکبت می افتند حالا فرقی نمی کند نفتشان 7 دلار باشد یا 70 دلار. الان ما همه از قرآن بریده ایم و قرآن محور زندگی مان نیست. به همین خاطر زندان هایمان هم پر شده است.»قرائتی گفت؛ «قوه قضائیه اگر می خواهد در رسیدن به اهدافش موفق شود باید روش هایش را عوض کند. اینکه همایش و کنگره برگزار کنیم که نشد کار. باید از روش تریاکی ها استفاده کرد.

 

آنها از ارتباط چهره به چهره استفاده می کنند، می روند خانه حسن آقا بعد با هم می روند خانه احمد آقا، قوه قضائیه هم باید این جوری در ترویج نماز و قرآن بکوشد تا بتواند نتیجه بگیرد. من این را جاهای دیگر هم گفته ام. نماز که ضایع شد شهوات به دنبال آن می آیند و بعد هم زندان. الان تمام آسیب های ما از دو سوراخ است؛ شهوت و غفلت. اولی با ازدواج حل می شود دومی با نماز. حالا می فهمیم چرا پیامبر گفته است من از دنیای شما دو چیز را دوست دارم، زن را و نماز. چون این دوتا یک خاصیت دارند و جلوی فساد را می گیرند.» محسن قرائتی در پایان تاکید کرد؛ «خلاصه بگویم، قوه قضائیه نسبت به آموزش و پرورش خراب است، نسبت به نماز خراب است و نسبت به فیلم هم خراب است. آن وقت می گویند چه کار کنیم؟ خدا کند بعد از این سخنرانی مرا به زندان نیندازند،»

 

 

 


شنبه 26 خرداد ماه سال 1386
کسی می دونه چرا ساعت اذان صبح حدود یک ماهه که بین ۳ و ۳:۱۵ عوض میشه... بابا خسته شدیم اینقدر زود پاشدیم... فکر کنم ساعت خدا خواب مونده!!!

پنجشنبه 24 خرداد ماه سال 1386

به نام خدا

۱. طرح حذف کنکور

مطرح شدن این موضوع از سوی مسئولان کشوری برای من بسیار عجیب بود. زیرا با کمی (فقط کمی) تفکر می توان دریافت که این طرح از اساس با مشکلات جدی روبرو خواهد شد. طبق آمار غیر رسمی از هر ده نفر در ایران یک نفر شغلی مرتبط با کنکور دارد. و از این راه امرار معاش می کند. همه بر این باورند که در جهان امروز پیشرفت بر پایه ی وجود رقابت حاصل می شود. و هنگامیکه چنین رقابتی وجود نداشته باشد پیشرفتی برای دانش آموزان معنا پیدا نمی کند. باید در نظر داشت که با حذف کنکور دردی از دانش آموزان دوا نمی شود. بطوریکه هر سال مشاهده می شود که امتحانات نهایی سنگین تر و سخت تر از سالیان گذشته برگذار می شود. و این به لحاظ روحی تاثیرات بسیار بدی را بر روی دانش آموزان گذاشته است. بنده از مخالفان این طرح می باشم و در نظراتم این امر مشهود می باشد. زیرا حذف کنکور عملا تفاوت چندانی برای قشر دانش آموز نخواهد داشت و تنها عده ای از شاغلین را به بی کاری خواهد کشاند.

۲. شب شیشه ای

برنامه ای که جنجال زیادی به دنبال خود داشته است. برنامه ای است که صرفا با بحث های چالشی خود و مهمانان ( بعضا پرحاشیه ی ) خود مخاطبان زیادی را در کشور به خود جذب کرده است ( شبکه ی تهران در بندر عباس هم بیننده دارد!) . مجری برنامه سعی بر این دارد تا برنامه را کاملا متفاوت با دیگر برنامه های دیگر هم سبک با خود نشان دهد و این موضوع گاه روی صحبت ها و حرکات مجری نیز تاثیر دارد. اساسا مجری این برنامه به دنبال متفاوت نشان دادن برنامه است. چیزی که نظر بنده را بارها به خود جلب کرده است پررنگ کردن نقش هنرمندانی است که در میان سایر هنرمندان به دلیل حواشی خود شهرت بیشتری کسب کرده اند نه به دلیل هنرشان. محمد رضا گلزار و بنیامین بهادری از این دسته اند. و شاید از عللی که این برنامه به یکی از پربیننده ترین برنامه های تلویزیون تبدیل شده است، عوامپسندی و ترکیب تخصص و عدم تخصص !!! در برنامه باشد. تخصص در دعوت از مهمانان و عدم تخصص در بسیاری موارد دیگر نظیر طرح سوالات اس ام اس( جالب است بدانید که طبق محاسبات بنده، هر شب به طور میانگین یک و نیم تا دو میلیون تومان از طریق اس ام اس ها به حساب مخابرات ایران واریز می شود. و این رقم کمی نخواهد بود.) و بعضا سوالات سطحی و کم محتوای مطرح شده دیده می شود. به هر حال این برنامه از پر بیننده ترین برنامه های تلویزیون ملی است ولی جای کار بسیار دارد. از نکات دیگری که لازم می دانم به آن اشاره کنم مطرح شدن مجری برنامه به عنوان اولین مجری سبک talk show در ایران نام می برند. باید اشاره کنم که این اولین باری نیست که در ایران چنین برنامه ای روی آنتن می رود. مساله ی مهمتر این است که به اعتقاد برخی از صاحبنظران انتخاب این فرد به عنوان مجری این برنامه اشتباه بوده است. افرادی نظیر فرشید منافی ، نیما رییسی، مهران دوستی، مریم نشیبا، و ... وجود داشتند که هم در عرصه ی مجری گری در تلویزیون و هم در رادیو بسیار موفق تر از رضا رشیدپور بوده اند. اما انتخاب این فرد به عنوان مجری این برنامه همچنان جای بحث دارد.

موفق و موید باشید/

 


   1      2      3    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 34118


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها

حضرت علی علیه السلام

آنچه عقلت به تو می گوید،همان را انجام بده

شانس در خدمت ذهن آماده است

لویی پاستور