به نامش و به یادش
سانسور، تکذیب، اصلاح، ...
مغزمان می ترکد از تراکم مایل به بی نهایت این واژه ها. در این پست برخی از ناگفته های سیاسی خویش را به رشته ی تحریر در می آورم. رییس جمهور محترممان، هر زمان و هر آن که در رسانه های عمومی ظاهر شدند و از ارزان شدن کالاها گفتند، قیمت یک کالا سر به فلک کشید. دولت نهم، با ارائه ی کیاسانه ی آمار، افکار عمومی را امیدوار می سازد. وی در حالی نرخ تورم را منفی! نشان می داد که مسکن را از سبد کالای خانواده بیرون کشیده بود و به سبد رویاهای خانواده منتقل کرده بود!
قضیه ی رد صلاحیت ها، دیگر تکراری شده و جنتی و دوستان به بازی دادن این ملت ادامه می دهند. برخی از دزدها تایید صلاحیت شده اند و برخی از عالمان رد صلاحیت!
حزب الله لبنان و ترورهای رهبران آن، بیان شیوای سید حسن و دو قطبی شدن جامعه ی لبنان، هیچ یک تازگی ندارد. منظور از دو قطب، قطب سید حسن نصر الله و نانسی عجرم است که در آینده ای نه چندان دور از تحلیل خود در باره ی این مساله خواهم گفت.
تمامی جنبش ها و گروه های سیاسی دانشجویی منحل می شوند و بسیج(بسیج امروز نه بسیجی که امام مدنظر داشت) به مانند ابزار تمرگاندن مخالفین و منتقدین وارد عمل می شود و جریاناتی که اخیرا اتفاق افتاده و افراد اندکی از آن مطلعند، همگی گواه بر این مطلب است که مملکت قانون ندارد. هر گونه اعتراض و مخالفتی در برابر بی عدالتی های آشکار به شدت سرکوب و خفه می شود.
و انسان های تیز بین همیشه تحلیل می کنند، حتی اگر به ظاهر خاموش باشند.(این جمله رو خطاب به اون دوستی نوشتم که بعد از صحبت های من در مورد رفتارهای دو ماه اخیر بسیج، با شگفت زدگی پرسید: این های را کجا خوانده ای؟ این تحلیل ها مال خودت است؟)
به امید تنویر افکار عمومی!
|