به پست اول وبلاگ بازگردید و حال اینجا را بخوانید:
چه زود گذشت
و عمر به تمامی اینچنین است
اینجا بقیع است
و چه رازها در خود نهفته دارد
جایی که فقط باید گوش سپرد

امروز در کلاس آمار و احتمالات صحبت حول محور حج باز شد... و چه ها که جلوی چشمانم نیامدند... از انسانها بریده ام... آموختم که هرگز نباید به انسان ها امیدوار بود...
پروردگارا! ما(بندگان گنه کار) و بندگان خوب خودت را از شر خلق در امان بدار!

و آنچه بالا می بینی بقیع از پشت درب هاست... جایی که معمولا خانم ها می ایستند(اگر شرطه ها بگذارند)...

کبوتر که می گویند همین است(عکس بالا)... خوب که فکر می کنم عرب های وهابی مانند آنها رفتار می کنند... کبوتر ها اینگونه اند: وقتی یکی می پرد ناگهان صد ها کبوتر به دنبالش به تصور فرار از خطر می پرند اما در واقع خطری نبوده است... آنها نیز بسیار ترسو هستند(وهابی ها را می گویم)

تصویر بالا (به نظر من کل بقیع است)... محل دفن حضرت ام البنین سلام الله علیها... تنها جایی است که هرگز نمی توانی به آن نزدیک شوی... اما اگر زرنگ باشی از قبرستان بیرون می روی و پشت آن نرده ها می ایستی... آن هنگام ناخودآگاه اشک می ریزی و حرف می زنی... اینجا آخر خط مدینه است...(به تصویر دقت کن... گنبد خضراء از بالا کمی پیداست)

و اینجا نیز همان مکان عشق بازی من و سرورم و او بود... از این جلوتر نمی توان رفت... از اینجا مراقبت ویژه ای می شود... در بقیع باید ماند... فقط باید ماند و بود... گریه و ناله و دعا جای خودش... فقط باید باشی... همین برای بالا رفتن کافیست...
تا عکس های بعدی یا حق
|